رفتار متقابل دو همسر فداکار

شرم و حیا در کنار همسر

  حیا دو گونه است: یکى پسندیده و دیگرى ناپسند. حیاى ناپسند آن حالتى است که انسان را از رشد و کمالیابى و رسیدن به حقوق بازمى‏دارد و یا باعث تضییع حقوق دیگرى مى‏گردد. چنین صفتى در روایات اسلامى به شدت تقبیح گردیده است... (1)
و همچنین در آداب همسردارى آمده است که حیا دو گونه‏ى متصور است: یکى مطلوب و دیگرى مذموم و نامطلوب. حیاى مذموم آن حالتى است که یکى از زوجین را در استیفاى حقوق طرف مقابل بازدارد و قید و بندى شود در مسائل زوجیت و سایر امور مربوطه... و لذا حضرت امام باقر علیه‏السلام مى‏فرمایند:
زن خوب، زنى است که در خلوت با شوهرش حیا را نیز از تنش خارج کند، و سپس در شرایط عادى، حیا را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند. (2)
حضرت فاطمه علیهاالسلام در طول مدت شوهردارى خود با امیرالمؤمنین، در هیچ فرصتى حریم آن حضرت را نادیده نگرفت و در مورد شخصیت آن بزرگوار کوتاهى نکرد. تا جایى که امیرالمؤمنین در این باره مى‏فرمایند:
فواللَّه ما اغضبتها... و لا اغضبتنى و لاعصت لى امراً و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنى الهموم والاحزان. (3)
سوگند به خدا زندگى با صفاى من و فاطمه علیهاالسلام طورى بود که نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانى کرد، حتى غصه‏هاى دیگرم با حضور او و تماشاى جمالش برطرف مى‏گردید.
این حدیث شریف که از دل آتشین على علیه‏السلام در فراق فاطمه علیهاالسلام برخاسته است، نشان مى‏دهد که دختر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله تا چه میزانى در اطاعت شوهر بود و کوچکترین اسائه ادب از او دیده نشد.
در اظهار دیگرى از امیرالمؤمنین مى‏خوانیم که آن حضرت زن و بچه‏هایش را در وضع بسیار اسفناک (گرسنگى) دید، به فاطمه علیهاالسلام گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگى بچه‏هایم مرا آگاه نساخته‏اى؟ فاطمه علیهاالسلام در جواب فرمودند:
یا ابالحسن! انى لاستحیى من الهى ان اکلفک ما لاتقدر علیه! (4)
یا اباالحسن! من از خدایم شرم و حیا مى‏کنم تو را به کارى بگمارم که قدرت تهیه آن را ندارى.
اگر چه تأمین رفاه زندگى زن و بچه براى شوهر در حدّ معمول واجب است، ولى روح ایثارگرى خاندان رسالت و ولایت در تمام ابعاد زندگى، باعث شده بود که خانواده‏ى امیرالمؤمنین پیوسته در فقر و پریشانى بسر برند و لذا فاطمه از وضع مالى شوهرش آگاه بود، و مى‏دانست که وى قدرت تهیّه مایحتاج خانه را ندارد. از این جهت شرم و حیاى فاطمه علیهاالسلام که از ایمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه مى‏گرفت مى‏گوید: «من از خدایم شرم مى‏کنم...»
این درسى است به تمام بانوان محترم که گرفتار زرق و برق و تشریفات کمرشکن روزگار فاجعه‏آمیز ما نگردند و درآمد و امکانات شوهرانشان را مراعات کنند...

  1 ـ بحار، ج 77، ص 149 و ج 71، ص 331 و ج 78، ص 242.
2 ـ وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 16، ح 10: خیرالنساء الّتى اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحیاء و اذا لبست الدّرع لبست معه الحیاء.
3 ـ عوالم، ج 11، ص 328- جلاءالعیون، ج 1، ص 170- بحارالانوار، ج 43، ص 134.
4 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51- عوالم، ج 11، ص 158- جلاءالعیون، ج 11، ص 137.

وفادارى و حمایت همیشگى از همسر

  فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام در خانه‏ى یکى از افراد عادى اجتماع زندگى نمى‏کرد بلکه در خانه‏ى دومین شخص اسلام یعنى سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبى گرامى زندگى مى‏کرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را بخوبى درک مى‏کرد و مى‏دانست که اگر شمشیر على (علیه‏السلام) نباشد، اسلام چندان پیشرفتى ندارد.
فاطمه (علیهاالسلام) در یکى از مواقع بسیار حساس و بحرانى اسلامى در خانه‏ى على زندگى مى‏کرد. سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندین جنگ واقع مى‏شد و على بن ابى‏طالب علیه‏السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت.
زهراى عزیز از مسئولیت سنگین و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه‏ى شوهر کاملاً مطلع بود. مى‏دانست که زن داراى چنان نفوذ و قدرتى است که به هر طرف خواست شوهرش را مى‏برد. مى‏دانست که ترقى و عقب‏ماندگى و سعادت و بدبختى مرد تا حد زیادى، به روحیات و چگونگى رفتار زن بستگى دارد.خبر داشت که خانه بمنزله‏ى سنگر و آسایشگاه مرد است و وقتى از میدان مبارزات زندگى و برخورد با حوادث و مشکلات دنیاى خارج خسته شد به آنجا پناه مى‏برد تا تجدید نیرو کند و خودش را براى کار و انجام وظیفه آماده نماید و ریاست این آسایشگاه مهم به عهده‏ى زن واگذار شده است.

تواضع و فروتنى حضرت زهرا در مقابل همسر

  تواضع حضرت زهرا علیهاالسلام در خانه‏ى على علیه‏السلام و احترام او به على در حدى بود که وقتى ماجراى فشار بین در و دیوار و بسترى شدن حضرت زهرا در رابطه با مخالفت او با خلفا رخ داد، عمر و ابوبکر چندین بار از حضرت على علیه‏السلام تقاضا کردند تا واسطه شود، که آنها به حضور حضرت زهرا علیهاالسلام بیایند و احوالپرسى کنند و رضایت او را به دست آورند، سرانجام على علیه‏السلام ضامن شد که آنها را نزد فاطمه علیهاالسلام ببرد.
حضرت على نزد فاطمه آمد و تقاضاى آنها را مطرح کرد، ولى فاطمه علیهاالسلام به شدت این تقاضا را رد کرد، حضرت على علیه‏السلام فرمود: من از طرف آنها ضامن شده‏ام که از تو اجازه بگیرم.
در این هنگام حضرت زهرا علیهاالسلام در برابر على علیه‏السلام در چنان شرایطى آنچنان تواضع کرد که گفت: «اگر از ظرف آنها چیزى را ضامن شده‏اى، خانه خانه‏ى توست و من در هیچ چیز با رأى تو مخالفت نمى‏کنم». (1)

  1 ـ بیت‏الاحزان/ 234.

سازش با مشکلات و سختى‏ها در طول زندگى

  رسول خدا فرموده‏اند از برکات اخلاقى و فکرى زن خوب این است که هزینه و مخارجش کم باشد. (1) و در اداره‏ى خانه و صرفه‏جویى در مصرف، یاور و همکار شوهر به حساب مى‏آید. (2)
تمام این ویژگیها در وجود مبارک حضرت زهرا جمع بود و آن حضرت با مدیریت لازم و با صبر و بردبارى، همه‏ى تلخیها را به کام على علیه‏السلام شیرین مى‏کرد و در برابر مشکلات مالى عقب‏نشینى نمى‏نمود.
حضرت على علیه‏السلام مى‏فرمایند:
تزوجت فاطمة علیهاالسلام و ما کان لى فراش، و صدقتى الیوم لو قسمت على بنى‏هاشم لو سعتهم. (3)
من در حالى با حضرت زهرا ازدواج کردم، که زیراندازى در خانه نداشتم، در حالى که در همان تاریخ احسان و بخشش من به نیازمندان بقدرى زیاد بود که اگر به بنى‏هاشم تقسیم مى‏شد همه‏ى آنان را غنى و بى‏نیاز مى‏کرد.
این حدیث نشان مى‏دهد که فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله با چه مشکلاتى در خانه على علیه‏السلام دست و پنجه نرم کرده و خم به ابرو نیاورده است.
و در یک روایت دیگر از طریق امام صادق علیه‏السلام از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل شده که: روزى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به خانه دخترش فاطمه علیهاالسلام وارد شد، ولى زهرا را در حالتى دید که در نتیجه چشمان مبارکش پر از اشک گردید، زیرا لباس آن حضرت بسیار نامناسب بود. زهرا با آن وضع از یک طرف مشغول آرد کردن جو و تهیه‏ى نان و از طرف دیگر به بچه‏اش شیر مى‏داد، پیامبر الهى فرمودند:
اى دختر عزیزم! اینگونه تلخیها را در دنیا براى رسیدن به پاداش و شیرینیهاى اخروى پذیرا باش و صبر و بردبارى را از دست نده. آن بانوى گرامى اسلام گفتند:
یا رسول‏اللَّه الحمداللَّه على نعمائه، والشکر على آلائه، فانزل اللَّه و لسوف یعطیک ربک فترضى. (4)
اى رسول خدا! سپاس خدایى را که نعمتهایش را ارزانى داشته و باز شکر در برابر عطایاى بى‏پایان الهى. در این حال این آیه نازل شد که اى پیامبر! ما آن قدر پاداش خواهیم داد که راضى شوى. (5)
این حدیث و قضیه تاریخى نشان مى‏دهد که فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا در برابر مشکلات و نارساییهاى مالى هیچ‏گونه تغیرى نداشت و سپاس الهى را بجا مى‏آورد.
حضرت زهرا در کنار سایر تحملات خود در برابر سختیها، روزهاى زیادى را به گرسنگى گذرانید، ولى دردش را به کسى نگفت و حتى به رخ على علیه‏السلام نیاورد و تا دم مرگ و شهادت چیزى از شوهر درخواست نکرد.
دختر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در خانه مولى على علیه‏السلام با سختیها انس گرفت و درد گرسنگى چشید و بچه‏هایش را نیز با این روش عادت داد، تا رنگ رخسارشان از ناتوانى و گرسنگى زرد شد....
حضرت امام باقر علیه‏السلام از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مى‏کنند که روزى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله وارد خانه‏ى دخترش شد و پس از سلام و احوال‏پرسى فرمود:
مالى ارى وجهک اصفر؟ قالت: یا رسول‏اللَّه! الجوع... (6)
چرا رنگ رخسارت این قدر پریده است؟ فاطمه علیهاالسلام گفت: اى پیامبر خدا! از گرسنگى به این حالت افتاده‏ام...
این حدیث نشان مى‏دهد که وضع فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام از گرسنگى به جایى رسیده بود، که رنگ رخسارش تغییر یافته بود، و پدر بزرگوارش با دیدن او نگران گردیده و از عوامل پریشانى درونى و تغیر چهره سؤال نموده است.
و از سوى دیگر مى‏دانیم که آن بانوى عزیز اسلام تا به یک حالت اضطرارى نمى‏رسید، گرسنگى خود را حتى به پدرش رسول گرامى اسلام نیز نمى‏گفت.
در یک داستان دیگر آمده است: پیامبر الهى روزى به خانه على بن ابیطالب علیه‏السلام آمد، تا با فرزندانش دیدار کند، در این هنگام با امام حسن و امام حسین علیه‏السلام آمد، تا با فرزندانش دیدار کند، در این هنگام با امام حسن و امام حسین ملاقات نمود، آنان زبان به شکوه باز کردند و گفتند: اى بابا! اى رسول خدا! به مادرمان بسپار که به ما غذا دهد و ما را گرسنه نگه ندارد. رسول خدا که خود در این حال از درد گرسنگى سنگ به شکمش بسته بود، به فاطمه علیهاالسلام گفت:
«اطعمى ابنى» قالت: «ما فى بیتى شى‏ء الا برکة رسول‏اللَّه....»
به بچه‏هاى من طعام ده. زهرا گفت: بابا! در خانه‏ام چیزى جز برکت تو نیست....
چون پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله سخن زهرا علیهاالسلام را شنید، با آب دهانش بچه‏ها را به بازى گرفت و مشغول کرد و از این طریق آنان را به خواب شبانه وادار ساخت.... (7)
از این حدیث نیز استفاده مى‏کنیم که فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام در طول خانه‏داریش چه روزگار سختى را گذرانیده و گرسنگى را براى خود و فرزندانش پذیرا گشته است.

  1 ـ بحارالانوار، ج 103، ص 231: من برکة المرأة خفّة مؤنتها.
2 ـ بحارالانوار ج 103، ص 238: المرأة الصالحة احد الکاسبین.
3 ـ بحارالانوار، ج 41، ص 43- کامل ابن‏اثیر، ج 3، ص 399 با مختصر تفاوت.
4 ـ ضحى/ 5.
5 ـ عوالم ج 11 ص 267- بحار ج 43 ص 85 و 86.
6 ـ کافى، ج 5، ص 528 و 529، ح 5.
7 ـ سفینةالبحار، ج 1، ص 193.

جهاد زن نسبت به شوهر

  موسى بن جعفر علیه‏السلام مى‏فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهردارى کند. (1) زهرا علیهاالسلام مى‏دانست که سپهسالار نیرومند و شجاع اسلام در صورتى در میدان نبرد پیروز مى‏گردد که از جهت اوضاع داخلى خانه، فکرش آزاد و از تشویقات و مهربانیهاى همسرش دلگرم باشد. از این رهگذر مى‏توان گفت: هنگامى که سپهسالار فداکار اسلام یعنى على بن ابى‏طالب (علیه‏السلام) با تنى خسته و کوفته، از میدان نبرد به خانه بازمى‏گشت از مهربانى‏ها و دلگرمى‏ها و نوازش‏هاى همسر عزیزش کاملاً برخوردار مى‏شد. زخم‏هاى تنش را پانسمان مى‏کرد. لباس‏هاى خون‏آلود جنگ را مى‏شست و خبرهاى جنگ را از او مى‏شنید. فاطمه علیهاالسلام زنى نبود که در گوشه منزل به ادامه زندگى داخلى مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام بى‏تفاوت بگذرد. بلکه از گوشه‏هائى از تاریخ استفاده مى‏شود که در جریان امور مربوط به اسلام بوده و بالاخص به حوادث جبهه و جنگ کاملاً عنایت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشویق مى‏نموده بلکه در مواقع لزوم در صحنه حضور داشته و کارهائى را انجام مى‏داده است.
در تاریخ نوشته‏اند: بعد از جنگ احد، وقتى فاطمه صورت خون‏آلود پدر را دید او را در بغل گرفت، گریه مى‏کرد و خونها را از چهره پدر پاک مى‏کرد. امیرالمؤمنین علیه‏السلام آب آورد و فاطمه صورت پدر را مى‏شست، ولى خون قطع نمى‏شد، سرانجام فاطمه قطعه حصیرى را سوزاند و خاکسترش را روى زخم ریخت تا خون قطع شد. (2)
و نوشته‏اند وقتى رسول خدا از جنگ احد برگشت شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون‏هایش را بشوى. على بن ابى‏طالب علیه‏السلام نیز شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون‏هایش را بشوى. (3)
فاطمه علیهاالسلام، همیشه شوهرش را تحسین و تشویق مى‏کرد و فداکارى‏ها و شجاعت‏هایش را مى‏ستود و بدینوسیله دلش را گرم و براى جنگ آینده آماده‏اش مى‏نمود. بوسیله‏ى نوازشهاى بى‏شائبه، تن خسته و جراحات بدنش را تسکین مى‏داد.
على علیه‏السلام مى‏فرماید: وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا (علیهاالسلام) نگاه مى‏کردم تمام غم و غصه‏هایم برطرف مى‏شد. (4)
فاطمه علیهاالسلام هرگز بدون اجازه على (علیه‏السلام) از خانه خارج نشد. هیچگاه او را غضبناک نکرد. زیرإ؛ ّّ مى‏دانست که اسلام مى‏گوید: هر زنى که شوهرش را غضبناک کند خدا نماز و روزه‏اش را قبول نمى‏کند تا این که شوهرش راضى شود. (5)
فاطمه در خانه‏ى على هرگز دروغ نگفت و خیانت نکرد و هیچگاه از دستوراتش سرپیچى ننمود. على علیه‏السلام مى‏فرماید: به خدا سوگند هرگز کارى نکردم که فاطمه (علیهاالسلام) غضبناک شود. فاطمه هم هیچگاه مرا خشمناک ننمود. (6)

  1 ـ وافى کتاب نکاح ص 114.
2 ـ انساب الاشراف ج 1 ص 324.
3 ـ سیره ابن‏هشام ج 3 ص 106.
4 ـ مناقب خوازمى ص 256.
5 ـ وافى کتاب نکاح ص 114.
6 ـ مناقب خوارزمى ص 256.

آراستگى و معطر بودن براى همسر

  براى زن در رسیدگى به وضع ظاهریش به خاطر همسرش سزاوار نیست که به خود و سر و وضعش نرسد ولو اینکه گردنبندى را در گردن خویش بیاویزد و نیز پسندیده نیست که دستش را بدون رنگ رها کند ولو اینکه مختصر حنائى بگذارد گرچه سالخورده باشد.
در زندگى حضرت فاطمه زهرا سلام‏اللَّه‏علیه نقل مى‏کنند که ام‏سلمه همسر پیامبر (ص) از حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه پرسیدند آیا عطر و بوى خوش ذخیره کرده‏اید فرمودند: آرى، رفتند و مقدارى عطر آوردند و مقدارى در کف دست من ریختند بوى خوشى داشت که هرگز نشنیده بودم.
پیامبر اکرم (ص) به عمار یاسر مأموریت داد براى شب عروسى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیه عطرهاى خوشبو تهیه نمائید عمار یاسر مى‏گوید: عطر خوبى تهیه کرده به منزل حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏علیه بردم و گفتم پدر شما رسول خدا (ص) مرا امر کرد تا این عطر را فراهم نمایم.

  پاورقی موجود نمی باشد.

ایثار در شوهردارى

  فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام در تمام زمینه‏هاى عملى براى بانوان و پیروانش الگوى زندگى است و از جمله شوهردارى و جلب رضایت او مى‏توان از سیره‏ى آن حضرت درسها گرفت و صفا و صمیمیت کانون خانواده را دو چندان کرد.
روزى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام از فاطمه علیهاالسلام طعام خواست، آن حضرت جواب داد: ما کانت الا ما اطعمتک منذ یومین، آثرت به على نفسى و على الحسن والحسین، فقال: الا اعلمتنى فاتیتکم بشى‏ء؟ فقالت: یا ابالحسن انى لاستحیى من الهى ان اکلفک ما لا تقدر علیه!(1)
در نزد من چیزى نیست، جز آنکه دو روز پیش آن را به تو خوراندم و من آن را براى خود و حسن و حسین نگه داشته بودم. على علیه‏السلام فرمودند: چرا در طول دو روز مرا مطلع نکرده‏اى، تا برایتان چیزى تهیه مى‏کردم؟ فاطمه علیهاالسلام گفت: من از خدایم شرم کردم تو را به کارى بگمارم که قدرت تهیه و خرید آن را ندارى.
و در عبارتى دیگر اینکه: پدرم به من سفارش کرده که از على علیه‏السلام چیزى درخواست نکن، هرچه او آورد استفاده کن، وگرنه تحمل بنما. (2)
از این حدیث درسهاى زیادى مى‏گیریم، از جمله اینکه فاطمه علیهاالسلام خود و فرزندانش گرسنگى کشیده و غذا را به على علیه‏السلام خورانده است، و این حرکت تعجب‏آمیز، ایثار و عشق و علاقه‏ى شدید زهرا به آن حضرت را مى‏رساند، هرچند ممکن است نسبت به بچه‏هاى کوچک نیز غذا و طعامى غیر از آن داده باشد.

  1 ـ بحار، ج 41، ص 30 و ج 43، ص 31- 59- عوالم 11، ص 158- جلاءالعیون، ج 1، ص 137.
2 ـ کان رسول‏اللَّه نهانى ان اسئلک شیئاً فقال: لا تسألین ابن عمّک شیئاً ان جائک بشى‏ءٍ و الّا فلا تسألیه.

عشق و علاقه شدید حضرت زهرا به امیرالمؤمنین

  فاطمه علیهاالسلام با الهام از دستورات الهى و پدر بزرگوارش، نسبت به امیرالمؤمنین فوق‏العاده علاقه‏مند بود و هرگز برخلاف رضاى او گام برنمى‏داشت و برخورد و زندگیش با مولا طورى بود، که غمها و غصه‏هاى وارده در بیرون از خانه، با دیدار فاطمه علیهاالسلام برطرف مى‏شد، و حضرت على علیه‏السلام خود در این باره مى‏فرمایند:
فواللَّه ما اغضبتها، و لا اکرهتها على امر حتى قبضها اللَّه عز و جل، و لا اغضبتنى، و لاعصت لى امرا، و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنى الهموم والاحزان.(1)
سوگند به خدا، من هرگز زهرا را به خشم نیاوردم و او را به کارى مجبور نساختم تا اینکه مرا در فراقش گرفتار ساخت و متقابلاً او نیز مرا خشمگین نساخت، و هیچ وقت نافرمانى نکرد و هرگاه من با او دیدار مى‏کردم، غمها و غصه‏هایم از دلم برطرف مى‏شد.
این حدیث از عشق و علاقه‏ى شدید متقابل دو همسر معصوم حکایت مى‏کند، که در طول زندگى آنان نه تنها کوچکترین اختلافى پیش نیامده است، بلکه مشکلات خارجى و اجتماعى با دیدار محبت‏آمیز مرتفع مى‏گردید.
به همین جهت بود، که چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام را به زور و اجبار براى بیعت با غاصبین خلافت به مسجد آوردند، آن بانوى دو عالم به دنبال على علیه‏السلام در کنار قبر رسول خدا قرار گرفت و فرمود: «هرگاه پسرعمویم على علیه‏السلام را رها نسازید، سوگند به خدا موهایم را پریشان نموده و پیرهن پدرم را بر سر گرفته و شما را نفرین مى‏کنم....»
این روایت که از طریق امام صادق علیه‏السلام از حضرت سلمان نقل شده، آمده است: «در این هنگام آثار بلاى آسمانى پدیدار گشت و سلمان از فاطمه علیهاالسلام شفاعت کرد که آن حضرت نفرین ننماید، همزمان على علیه‏السلام را نیز آزاد کردند... (2)
عن ابى‏عبداللَّه علیه‏السلام: لما استخرج امیرالمؤمنین من منزله خرجت فاطمه حتّى انتهت الى القبر فقالت: خلّوا عن ابن عمّى فوالذى بعث محمدا بالحق لئن لم تخلّوا عنه لانشرنّ شعرى و لاضعنّ قمیص رسول‏اللَّه (ص) على رأسى و لاصرخن الى اللَّه... قال سلمان: فرأیت واللَّه اساس حیطان المسجد تقلّعت من اسفلها... »
و در یک روایت دیگر آمده است که حضرت زهرا اگر چه در بستر بیمارى بود و غمها و غصه‏هاى فراوانى که در اثر فشار و جنایت مهاجمین خونخوار به خانه آن حضرت پیش آمده بود، وى را فراگرفته بود، ولى پیوسته به یاد على علیه‏السلام و آینده آن بزرگوار در تشویش و اضطراب بسر مى‏برد، و حتى در هنگام مرگ سکرات مرگ را فراموش کرده و در مورد مصائب آتى امیرالمؤمنین گریه مى‏کرد. چنانچه حضرت امام صادق نقل مى‏کنند:
لما حضرت الوفات بکت، فقال لها امیرالمؤمنین: یا سیدتى! ما یبکیک؟ قالت: ابکى لما تلقى بعدى! فقال: لاتبکى فواللَّه ان ذلک لصغیر عندى....(3)
چون وقت شهادت فاطمه علیهاالسلام فرارسید شروع به گریه کرد، حضرت على علیه‏السلام با یک تعبیر عالى و تعجب‏آمیز پرسید: اى سرور من چرا گریه مى‏کنى؟!جواب داد: براى آن مشکلاتى که بعد از من با آنها مواجه خواهى شد. حضرت فرمودند: تو گریه نکن همه‏ى اینها براى من آسان است.
تعبیر: «یا سیّدتى» در این حدیث، نشان عظمت فاطمه‏ى زهرا از دیدگاه امیرالمؤمنین است و همچنین گریه فاطمه علیهاالسلام براى على علیه‏السلام آن هم در حال مرگ و سکرات آن، که معمولاً هرکسى به فکر خود مى‏باشد، شدت علاقه فاطمه به امیرالمؤمنین را در بر دارد. و بالاخره چون خبر شهادت زهرا را به على علیه‏السلام دادند، آن حضرت در حال حرکت به زمین افتاد و هرچه خواست بلند شود ممکن نشد.(4)
و در نقلى دیگر حالت غشوه به او دست داد.(5)
همه‏ى این احادیث و قضایاى تاریخى نشان مى‏دهد، که در میان على و فاطمه علیهاالسلام محبت، عشق و علاقه‏ى فوق‏العاده‏اى حاکم بود، که در فراق فاطمه، على به حالت غشوه مى‏افتد و صبر و توانش به ناتوانى و کم‏صبرى تبدیل مى‏گردد، و فاطمه علیهاالسلام نیز هرگز على و یارى على را فراموش نمى‏کند. و در هنگام سکرات مرگ که لحظات بسیار دشوار به حساب مى‏آید، به یاد گرفتارى و مصائب آن حضرت اشک مى‏ریزد.

  1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 134- عوالم، ج 11، ص 328- جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 170.
2ـ کافى، ج 8، ص 238- بحارالانوار، ج 43، ص 47- عوالم، ج 11، ص 599- جلاءالعیون، ج 1، ص 196.
3ـ عوالم، ج 11، ص 494- بحارالانوار، ج 43، ص 218.
4 ـ فوقع علىّ على وجهه یقول: بمن العزاء یا بنت محمد!... (جلاءالعیون 1، ص 219 و بحار ج 43 ص 187)
5ـ فغشى علیه حتى رشّ علیه الماء ثم افاق.... (جلاءالعیون 1، ص 224)

توصیه حضرت زهرا به امیرالمؤمنین در ازدواج با اُمامة

  براى امیرالمؤمنین على علیه‏السلام با وجود حضرت زهرا تجدید فراش و تعدد زوجات جایز نبود، بنابراین آن حضرت در زندگى مشترکى که با فاطمه علیهاالسلام داشت نه تنها به این فکر نیفتاد، بلکه هر کارى که موجب ملال خاطر آن مخدره مى‏شد اجتناب کرد.
از حضرت ابوذر آمده است که در حبشه به جعفر طیار (برادر امیرالمؤمنین) کنیزى اهدا شد که ارزش بیشترى داشت، جعفر پس از ورود به مدینه آن را به حضرت على علیه‏السلام اهدا کرد، که از وجود او در کارهاى جزیى خانه استفاده مى‏شد.
على علیه‏السلام احساس کرد؛ ممکن است حضور او در خانه‏ى امیرالمؤمنین علیه‏السلام براى فاطمه‏ى زهرا ملال‏آور باشد، از این جهت مولاى متقیان او را آزاد ساخت.... (1)
فاطمه علیهاالسلام نیز متقابلاً از امیر المؤمنان رضایت کامل داشت و سعى مى‏کرد حقوق شوهرش را به طور کامل انجام دهد و مشکلى براى حضرت پیش نیاید....
حتى براى پیشگیرى از مشکلات آینده و بعد از وفات او سفارش کرد با دختر خواهرش امامه که دختر شایسته و مطلوب بود، ازدواج کند، تا بدینوسیله هم مشکل نداشتن همسر جبران گردد و هم در اثر علاقه و عاطفه‏ى قرابتى تنهایى و یتیمى فرزندان زهرا تا حدودى تأمین شود. متن وصیت حضرت زهرا در این مورد:
یابن عم رسول‏اللَّه! اوصیک اولا ان تتزوج بعدى بابنة اختى «امامة» فانها تکون لولدى مثلى، فان الرجال لابد لهم من النساء.(2) اى پسر عموى پیامبر! نخستین وصیت من این است که بعد از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن، زیرا او براى فرزندانم مثل من مهربان است و از سوى دیگر، داشتن همسر براى مردان یک ضرورت محسوب مى‏گردد.
این حدیث که با عبارات مختلف در منابع شیعه و سنى آمده، مى‏رساند که فاطمه علیهاالسلام در استیفاى حقوق شوهر، حتى دوران پس از وفاتش را نیز در نظر مى‏گیرد و شوهرش را به انتخاب همسر سفارش مى‏کند، زیرا چنانچه در حدیث به طور منصوص العلّه اشاره گشته، معمولاً مرد بدون زن و زن بدون شوهر نمى‏تواند زندگى مطلوب داشته باشد از این جهت حضرت على علیه‏السلام بعد از شهادت حضرت فاطمه، در مدت کمتر از یک هفته با امامه ازدواج نموده و زندگى مشترک با وى را شروع کرد. (3)

  1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 147، ح 3.
2ـ جلاءالعیون، ج 1، ص 218- عوالم، ج 11، ص 503- کافى، ج 5، ص 555، ح 6- روضةالمتقین، ج 8 ص 123.
3ـ سفینةالبحار، ج 1، ص562- تزوج بعد وفاتها بتسع لیال- منتهى‏الامال، ص 188- بعد از سه شب- آفتاب ولایت، ص 398 بعد از شش روز.

تفریح و گفتگوهاى دلنشین حضرت زهرا و امیرالمؤمنین

/ 1 نظر / 11 بازدید
نگار آشنا

با سلام از شما برای مطالعه آخرین مطلب وبلاگ با عنوان "سؤال با طعم پسته"، دعوت می کنم : «...البته قابل توجه بانوانِ کمی فقط کمی بد حجاب: همین خنده بی جاست که کار دستش می دهد و قربانی اش می کند، والّا... » با تشکر "نگار آشنا" : http://lahootian9257.persianblog.ir/